محمد ماکویی ـ طنزپرداز: طرف مرد داد و بیداد میکرد و طرف زن با صدایی لرزان، که مرتب قطع و وصل میشد، از خود دفاع میکرد و عاقبت طاقت طرف زن طاق شد و با گریه اتاق را ترک کرد.
یکی از همکاران خانم که از شنیدن این وضع ناراحت شده بود گفت که بهعنوان زن اصلا نمیپذیرد که یک خانم در محیط کاری برای پیشبرد اهداف خود از سلاح گریه مدد بگیرد، زیرا او را فردی غیر منطقی که حرفی برای گفتن ندارد، معرفی میکند.
پرسیدم: اگر شما بودید، چه میکردید؟
پاسخ داد: من هم سرش داد میزدم!
چیزی نگفتم؛ اما بعدها آنچه که باید میگفتم، مغزم را قلقلک داد: در محیط اداری، درست نیست که از کنار فریاد مرد بهراحتی گذر و فقط روی گریه زن تمرکز کنیم.
ناگفته پیداست که گاهی گریه از سر عجز و ناتوانی است، اما اینطور هم نیست که همه خانمها هنگامی که کم میآورند، گریه سر دهند.
ممکن است خانمی بههنگام مواجهه با مردی که سرش فریاد میکشد، سکوت کند و امکان دارد زنی در چنین موقعی محل را ترک کند.
گاهی نیز این سؤال برای خیلی از خانمها ایجاد میشود که آیا بهتر نیست در چنین حالی دست به سلاح فریاد ببرند و آنها هم سر طرف مقابل داد بزنند؟
از نظر من این یک اشتباه بزرگ است، زیرا اولاً به طرف مرد حالی میکند که فریاد زدن کار غلطی نیست و ثانیا زن را به شرکت در مبارزهای میکشاند که بازنده آن از پیش پیداست!
زیرا ویژگیهای فیزیکی و فیزیولوژیکی مردان آنان را قادر میسازد که تُن صدای بالاتری داشته باشند و در مسابقه «کی بهتر داد میزند؟»، به طور معمول، برنده باشند.
لذا خانمهایی که میخواهند بر سر آقایان فریاد بزنند، بالاخره کم میآورند و جیغهای آنها به خودشان هم نشان میدهد که نباید در این مسابقه شرکت میکردند!
البته؛ قدرت فریادزنی دلیل برتری مردان نیست و فقط کمی هوش و ذکاوت زنانه کافی است که این اسلحه علیه مردان به کار گرفته نشود!
مسلم است که اگر شما در برابر مرد شمشیر به دست چاقوی آشپزخانه به دست بگیرید، حریف او نمیشوید؛ اما آیا اصلا به این فکر افتادهاید که در عوض به دست گرفتن سلاح، طرف مقابل را خلع سلاح کنید؟
این روزها همه میدانند که آنها که داد و بیداد راه میاندازند، خیلی منطقی نیستند و آنها که آرام و شمرده سخن میگویند، از اقیانوس بیکران درک و شعور بویی بردهاند!

شما چه نظری دارید؟